امروز سه اذره ... امروز همون روزيه كه پنج نحس ترين عدد زندگيم شد, هفته پيش مثل امروز تهران برف اومد و اينترنتا به مدت يك هفته قطع شد و الانم بعده يه هفته فقط با مودم ميشه وصل شد .. چه غريبانه تو با ياد وطن مينالي..من چه گويم كه غريب است دلم در وطنم ..شعر من با مدد ساز تو اوازي داشت ..كي بود باز كه شوري به چمن در فكنم..همه مرغان هم اواز پراكنده شدند ..آه از اين باد بلاخيز كه زد در چمنم..حاله من خوب نيست ..فكر كنم حاله هيچكس خوب نيست.. من زنم زني تنها در استانه ي فصلي سرد از جنس جنگ ..خونريزي..توهين..درد..حقارت..و... تمام.
برچسب:
نویسنده: مهدی کوشکی