خرید بک لینک
نور صرتی کمرنگ اتاقم روشنه.... تلگراممو چک میکنم...طبق معمول نه من منتظر پیام کسی هستم و نه کسی به من پیامی میده....مهم نیست....صدای کولر ارومه انقدر اروم که گوشام داره سوت میکشه....یه شمع توی تراس روشنه....دوست دارم مثله دوستام باشم....تا قفل گوشیمو باز میکنم چند تا میسکال اس ام اس و کلی پی ام داشته باشم...ولی ندارم...باز مهم نیست....مامانم صبح گفت برو موهاتو کوتاه کن خیلی بلند شده...دوستامم میگن تو چه قدر خوشبخت و شادی که اینقدر موهاتو بلند کردی...میرم جلوی اینه...موهامو از دور حصارای کش توری باز میکنم....هر تارش برام یه همدمه....تو تنهاییم....نه من اینقدر دورم شلوغ نشده که موهامو کوتاه کنم...چون اگه سردم بشه کسی بغلم نمیکنه یا پالتوشو بزاره رو شونه هام....پس من اگه موهامو کوتاه کنم از تنهایی یخ میزنم....ولی یخ زدم...خیلی وقته....من چرا باید اینقدر غمگین باشم....مشکل مالی ندارم...شکست عشقی نخوردم...چیزیمو از دست ندادم .... من روحم تلخه....سرده...گوشه گیره...برای همین همیشه وقتی مدرسه میرفتم یه گوشه حیاط رو یه نیمکت سبز میشستم....کاش تموم شه این کابوس....کاش....

برچسب: کابوس های شبانه,کابوس های خنده دار,کابوس های فرامدرن,کابوس های شبانه کودکان,کابوس های تجارت,کابوس های روسی,کابوس های شبانه در کودکان,کابوس هایی برای شب,كابوس هاي فرامدرن,كابوس هاي شبانه كودكان, نویسنده: مهدی کوشکی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:04

صفحه بندی